نویسنده :
ساحل - ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩

سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است؛ یکی از نظر روانی و
دیگری از نظر فیزیولوژیکی. انسان در فرایند رشد از نظر روانی در
سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت است. روان شناسی کودک با روانشناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوان
با ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در بیشتر زمینه ها قابل
مقایسه نیست.
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱٢:۳٠ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست.
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.
مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید، " در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟" پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:
" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.
نویسنده :
ساحل - ساعت ٢:٠٥ ق.ظ روز سهشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩
نویسنده :
ساحل - ساعت ٢:٠٢ ق.ظ روز سهشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩
نویسنده :
ساحل - ساعت ٩:۳۸ ب.ظ روز شنبه ٥ دی ۱۳۸۸
پرسیدم ...
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با کمی مکث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
نویسنده :
ساحل - ساعت ٦:۳٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸
خصوصیات متولدین ماه های مختلف:سمبل-عنصر-سیاره -روز اقبال-اعداد شانس-سنگ خوش یمن-رنگ
نویسنده :
ساحل - ساعت ٦:٢٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱:۱۳ ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
رنگ دلخواه شما چه رنگی است ؟
شخصیت شما چه رنگی است ؟
یکی از روان شناسان معروف غرب معتقد است که رنگ انتخابی و دلخواه شخص می توان به خوبی معرف خصوصیات اخلاقی وی باشد. او پس از بررسی های فراوانی که در این زمینه به عمل آورده ، در یکی از تالیفات خود به نام "رنگ در دنیای انسانها" دلایلی را که سبب میشود شخص،رنگی را رنگ دلخواه خود بداند و یا از آن متنفر باشد،ذکر میکند.
قرمز : خوش قلب اما خودپرست
این رنگ سمبل شدت و افراط بوده و این زیاده روی گاه در جهت مخالف آن است.قرمز،رنگ عشق و تنفر،فداکاری و خشونت و خون و آتش است.کسی که به این رنگ علاقه دارد،هرگز نمیتواند در زندگی بی تفاوت باشد.این گونه اشخاص به رغم آنکه تند و سرکش هستند،اما فعال و شجاع بودن نیز از خصوصیات اصلی آنهاست.قرمزها در زندگی کمی عجول هستند و احتمال شکست بویژه در عشق برای آنها فراوان است.معمولاً قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران،سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود.با آنکه در عشق کاملاً فداکارند،اما اگر روزی روزگار بر وفق مراد نباشد،بدون آنکه جویای علت آن باشند،با آن می جنگند.دو صفت ممتاز قرمزها،خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است،اما دو عیب بزرگ آنها نیز خودپرستی و در بعضی موارد،عدم کنترل نفس است.به طور کلی قرمزها دارای خصوصیات متضادی هستند.
صورتی : مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی در واقع همان رنگ قرمز است که کمرنگ شده است.اگر به این رنگ علاقه مندید،تمام صفات قرمزها را کمی ملایمتر در خود خواهید یافت.این افراد در عشق با گذشت هستند و دیگران را خوب درک می کنند و با اطرافیان به ملایمت رفتار میکنند،به همین دلیل همیشه مورد علاقه دیگران هستند.روانشناسان معتقدند که صورتیها اغلب دشواری های زندگی را تحمل کرده و با مشکلات فراوانی در زندگی دست و پنجه نرم می کنند.
آبی : نظم،پشتکار،تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد.اگر به این رنگ علاقه دارید،می توان به شما امیدواری داد که می توانید هیجانات و احساسات خود را به خوبی کنترل کنید.ظاهرمتین و آرام شما دیگران را وادار می سازد به شما احترام بگذارند.شما هم دوست دارید که همیشه مورد ستایش دیگران باشید.در خرید لباس بسیار صرفه جو هستید و به علت شرم و غروری که دارید،دوست دارید غالباً تنها باشید.کارهای خود را معمولاً از روی نظم و ترتیب انجام میدهید و صفت ممتاز شما،پشتکارتان است.
قهوه ای : قابل اعتماد
روی قهوه ای ها میتوان حساب بازکرد چون باثبات،فیلسوف مآب و کمی شاعر پیشه هستند.اگر به این رنگ علاقه مندید،بندرت تغییر عقیده میدهید و هربار که تصمیمی بگیرید،حتماً آن را عملی میسازید.در نگهداری پول و سرار دیگران امانتدار خوبی هستید.میل دارید پیوسته در عالم خود باشید و در عشق هرگز بدبین و نتد نیستید.
خاکستری : احساس بی نیازی
این رنگ سمبل چشم پوشی از لذتهای معمولی دنیاست.کسانیکه به این رنگ علاقه دارند،معمولاً از زندگی احساس رضایت می کنند.خاکستری،رنگ عاقلان است و جوانانی که به این رنگ علاقه دارند،خود را هم شان بزرگسالان میبینند و در زندگی احساس بی یازی می کنند.در عشق به پیروی از افراد مسن تر از خود تمایل دارند و بیشتر کسانی که از نظر فکر و عقیده به آنها برتری دارند،خیلی آسان طرف توجهشان قرار میگیرند!
سبز : کنجکاوی
سبزها از نظر روان شناسان بسیار ساده است.آنها نقاط اشتراک فراوانی با افراد به رنگ پرتغالی دارند.روابط این افراد با دیگران بر پایه اصول و قرارداد است و دوست ندارند در زندگی خود وقایع زیادی "خوب یا بد" پیش آید،اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارند.
پرتغالی : صادق و خوش خلق
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود میبینند،چندان متکی به نفس نیستند.اجتماعی و خوش خلقند و با مردم به خوبی رفتار میکنند.نفوذ در پرتقالی ها بسیار مشکل است،اما کسی که این افراد را دوست داشته باشد،می توان به راحتی با آنها ازدواج کند.هوسباز نیستند و چنانچه با کسی دوستی کنند،صادق و وفادار هسنتد.افراد این گروه،چنانچه با افرادی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشند،ازدواج کنند،سعادتمند مشوند.
سیاه : خوش ذوق و با ظرفیت طبع
این رنگ بر خلاف عقیده عمومی،رنگ نومیده و عزا نیست.بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبه است.اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آنکه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید،از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید.هرگز خود را به دیگران تحمیل نمیکنید و عقاید و نظرات دیگران را به آسانی می پذیرید.
ارغوانی : رنگ عرفا!
رنگ اسرار آمیز و مجللی است.علاقه مندان به این رنگ،پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی اند.معاشرت با این دسته لذتبخش است،ارغوانی ها بیشتر به امور معنوی می پردازند.ارغوانی رنگ مورد نظر عرفاست!
نتیجه گیری کلی
به یاد داشته باشید توجه و علاقه شما به رنگها در طول زمان تفغسسر مس کند و این از آن روست که خصوصیات اخلاقی شما نیز طی سالیان دراز،تغییر خواهد کرد.چنانچه در مورد رنگی ناگهان تغییر عقیده دادید،به دلیل ضعف شما نیست،بلکه به خاطر نیازتان به نغییر محیط است.
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱٢:٥٩ ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
یک تاجر آمریکایى نزدیک یک روستاى مکزیکى ایستاده بود که یک قایق کوچک ماهیگیرى از بغلش رد شد که توش چند تا ماهى بود!
از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟
مکزیکى: مدت خیلى کمى !
آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانوادهام کافیه !
آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟
مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچههام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده مىچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !
آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مکزیکى: خب! بعدش چى؟
آمریکایى: بجاى اینکه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترىها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى ...
مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟
آمریکایى: پانزده تا بیست سال !
مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟
آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره !
مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى !
با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
نویسنده :
ساحل - ساعت ٢:٠۸ ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧
سالها گذشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق من به تو روز به روز بیشتر می شود ستاره من
مرا بپذیر تا مهمان قلبت باشم فرشته کوچک من
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧
آموزش اینترنت + فتوشاپ + power point + word + Access + ویندوز
انجام پروژه و هر مورد دیگر با نرم افزار power point
جستجو مطالب از اینترنت
تایپ مطالب شما
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱:٢٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٧
ترجمه متون انگلیسی + مکالمه + تایپ متون فارسی
نویسنده :
ساحل - ساعت ٩:٢٢ ق.ظ روز یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧
دختر جوان شهرستانی که برای ازدواج با مرد رؤیاهایش از خانه گریخته بود، از سوی سه پسر شیطان صفت به قتل رسید.
نویسنده :
ساحل - ساعت ٦:۳٠ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٧
بیا ببین یه عالمه اس ام اس توپ و قشنگ
غرورت رو واسه کسی که دوسش داری بشکن ولی دل کسی رو که دوسش داری به خاطر غرورت نشکن ...
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱:٢٩ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
سرزمین عشق کجاست ؟ پشت ابرها شهری است
که من در آن به تو می پیوندم
پشت برکه کلبه ای است
که من در آن تو را درک کردم
من در آن جنگل سرسبز روی تک درخت خشک
نام تو را حک کردم
آری من تو را حس کردم
من در این بیشه خشک
فقط نام تورا یاد کردم
تو بگو سرزمین عشق کجاست ؟
فرشته کوچک من 25/11/86
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱٢:۳۸ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
دلم می خواست صدات کنم
بگم بهت دوست دارم ولی قلبم می گفت که نه!!!
اگه بگم دوست دارم ,میری و تنهام می زاری
رو قلب من پا میزاری
می ری پی عشق دیگه
چراباید بهت نگم چرا باید سکوت کنم؟؟؟
چرا می خوای ترکم کنی چرا صدام نمی کنی؟؟؟
چرا باید که قلب من شکسته شه به دست تو
مگه که تو قلب نداری مگه منو دوست نداری ؟؟؟؟؟؟
بگو به من آخه چرا می ری و تنهام می زاری
وجودم و جا می زاری آخه چرا, آخه چرا...
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱٢:۱۸ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
با تو بودن بودن با تو واسه من یه معنی تازه داره
بودن با تو واسه من مثل یه رویا می مونه
نگاه من به اون نگات
مثل یه دید ساده نیست
نگاه من به اون لبات
هزار تا حرف تازه نیست
خاطره با تو بودن
حکایت یه قصه نیست
حرفهای توی دل تو
مثل یه راز تو سینمه
فکرمی کنم تو با منی آخه قلب وروح منی
نویسنده :
ساحل - ساعت ۱۱:٠۳ ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
زندگی بی تو محال است تو باید باشی قلب من زیر سوال است تو باید باشی
پس کجابی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
چرا نیستی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نویسنده :
ساحل - ساعت ٥:٤۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
نیایش
صدای در گوشم زنگ می زند
آن صدا چیست ؟؟ که می داند ؟؟
صدای نجوای پرندگان است ؟
اری ؟ صدای من و تو کجاست ؟
نیایش پروردگار شیرین است
بیا با من باش
تا درک کنیم واژه نام خدا را
خدای بی همتا خدای من و تو و ما
دست یاری به من ده
من می خواهم با خدا باشم
همه جا با او
تو هم بشتاب و دستت را بالا ببر
تا با هم نامش را فریاد بزنیم
خدایا ما با توییم !!!!!
آری ! ما را بپذیر
تا مهمان خانه ات باشیم .
نویسنده :
ساحل - ساعت ٥:۳٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
نویسنده :
ساحل - ساعت ٥:۳٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
نویسنده :
ساحل - ساعت ٥:۳٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
نویسنده :
ساحل - ساعت ٥:٠٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
باورم نمی شد...
یه روز می گفتی که میری من باورم نمی شد
می گفتی تنهام می ذاری من باورم نمی شد
می گفتی دوستم نداری من باورم نمی شد
ولی دیدم که رفتی دلمو زدی شکستی
بازم باورم نمی شد
تو با حرفات دلمو آب کردی
رفتی منو با خیالت خواب کردی
بگو آخه نازنینم
چرا از من گریزونی مگه از عشق نمی دونی !
می دونی که من تورو می خوام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داری واسم ناز می کنی ای با کارات منو لجبازمی کنی
می آی و می گی که پیشم می مونی
ولی فردا می گی که پشیمونی
چرا آخه دلمو می سوزونی
چرا آخه مگه تو نمی دونی مگه تو نمی دونی....
نویسنده :
ساحل - ساعت ٤:۳۳ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
گذر روزها...
روزها می گذرد و ما همچنان پشت ابرها مات و مبهوت مانده ایم
روزها می گذرد و ما هنوزنمی دانیم از کجاییم ؟کیستیم؟!
آری ,ما از کدامین دیار پا گذاشتیم به سرزمین ابرها
به سرزمین عشق ها
روزها می گذرد و ما نمی دانیم که اصلا عشق چیست؟
از چه واژه هایی شکل گرفته و به چه کلماتی ختم می شود؟
ولی اینک عشق را پذیرفته ایم بدون حتی کلمه ای سخن !
نویسنده :
ساحل - ساعت ٤:۱٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
درنوای تو..
دل,مست از شراب بوسه لبهای توست
جان در عذاب عشق بی پایان توست
دل جانان که جانی می برد از جان تو
هیچ کجا نتواند که بماند بی جان تو
روح من در کشش یک حرف نابست ز تو
دست من از گرمی دستهای تو داغ است
از غم دوری تو چشمان من خوابست
از صدای قلب تو این دل بی تاب است
از غم هجر تو ای عشق بیمارم و تو
دست در دست حبیبی و نمی گوی که تو
دل من می شکند لعنت به تو
عشقت گرزسرم برود حرفی نیست
یاد عشقت در سینه, کم دردی نیست
ولی افسوس که نه یادت ,ز سینه رود و نه عشقت
این دل عاشق مجنون نوای عشق تو گوید
نمی داند که فردا به لیلی چه بگوید؟؟؟
نویسنده :
ساحل - ساعت ۳:٢٠ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
عشق من
با تو هستم تا همیشه بدون تو مگه میشه
بزار سر تو رو شونم تا بگم چقدر دیوونم
دست تو بزار تو دستم بگم که عاشقت هستم
نمی خوام از تو جدا شم قسمت کس دیگه باشم
من می خوام با تو بمونم از چشات عشق و بخونم
نمی خوام که مهر تو رو کسی از قلبم بگیره
نمی خوام ترکت کنم من آخه این دلم اسیره
اسیره چشمای نازت اسیره قلبه پر نیازت
بعضی وقتها که دلم می خواد واست از عشق بخونم
قلبم راضی نمی شه چون می گن من دیوونم
که دارم از تو می خونم
نویسنده :
ساحل - ساعت ٢:٥٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
بازگشت تو
اومدی تو سرنوشتم
نگفتی که من کی هستم
تا که عاشقت شدم من
گفتی آخه من که خستم
اومدی دوباره باز تو
بشه اون داستانه تکرار
که بگی من نمی تونم
بشم عاشق مثل فرهاد
واسه چی میای ولی تو
من و باز تنها می زاری
با قدمهای قشنگت
ردپاتو جا می زاری
برو ایندفعه بدون تو
دیگه برگشتی نمونده
اون خاطرهای قشنگت
روح و قلب منو برده